به گزارش روابط عمومی بیمارستان بهار

عاشقانه‌ای میان شیفت‌ها و آلارم‌های بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان بهار

روایتگری داستان زندگی یک زوج پرستار در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان بهار
۲۴ خرداد ۱۴۰۵ | ۱۰:۱۱ کد : ۲۴۱۸۸ اخبار
تعداد بازدید:۳۱۴
بعضی از عشق‌ها در کافه و خیابان شکل می‌گیرند، اما بعضی دیگر میان روپوش‌های سفید، شیفت‌های طولانی و صدای مانیتورهای بخش مراقبت‌های ویژه متولد می‌شوند. داستان آقای محسنی‌فر و خانم اسلامی از همان جنس دوم است. دو دانشجوی پرستاری که سال‌ها پیش در دوران دانشجویی با یکدیگر آشنا شدند و در سال ۱۳۹۴ زندگی مشترک خود را آغاز کردند. ثمره این همراهی، پسری چهار سال و نیم به نام «سپهر» است؛ کودکی که شاید بیشتر از هر هم‌سن‌وسال خود، راهروها و اتاق‌های بیمارستان را می‌شناسد. سال‌های همه‌گیری کرونا، برای این زوج پرستار، تنها یک بحران شغلی نبود؛ آزمونی برای زندگی مشترکشان بود. خانم اسلامی در دوران بارداری قرار داشتند و همزمان آقای محسنی‌فر در بخش کرونا مشغول خدمت بودند. قرار گرفتن در معرض بیماران کرونایی باعث شد خانم اسلامی نیز به این بیماری مبتلا شوند؛ روزهایی پر از نگرانی، ترس و ابهام؛ روزهایی که باید هم مراقب جان بیماران می‌بودند و هم نگران سلامتی خود و فرزندشان.
عاشقانه‌ای میان شیفت‌ها و آلارم‌های بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان بهار

اما سختی‌های زندگی یک زوج پرستار به دوران کرونا ختم نمی‌شود. شیفت‌های نامنظم، شب‌کاری‌ها و مسئولیت‌های سنگین، گاهی آن‌ها را مجبور می‌کرد تا سپهر را همراه خود به بیمارستان بیاورند. آقای محسنی‌فر با لبخند از روزهایی یاد می‌کند که هنگام تحویل شیفت، نه فقط مسئولیت بیماران، بلکه مسئولیت نگهداری از سپهر را نیز به یکدیگر تحویل می‌دادند. همکاران بخش نیز با خنده می‌گویند: «ما این‌قدر سپهر را در بیمارستان دیده‌ایم که انگار بچه خودمان است!» در کنار تمام این دشواری‌ها، هر دو معتقدند پرستار بودنِ هر دو نفر، یک مزیت بزرگ نیز دارد؛ اینکه حرف همدیگر را خوب می‌فهمند. خستگی‌های بعد از یک شیفت سنگین، نگرانی برای بیمار بدحال، بی‌خوابی‌های شبانه و فشارهای روحی این حرفه، برای هر دو قابل درک است و همین درک متقابل، بزرگ‌ترین سرمایه زندگی مشترکشان شده است. همکاران بخش مراقبت‌های ویژه از اخلاق حرفه‌ای، دقت در انجام امور و رفتار صمیمانه این زوج پرستار به نیکی یاد می‌کنند و خانم رستمی، مسئول بخش، نیز همواره از تعهد، مسئولیت‌پذیری و عملکرد آنان ابراز رضایت داشته است. شاید زندگی یک زوج پرستار، شبیه هیچ زندگی دیگری نباشد؛ زندگی‌ای که در آن عشق، میان شیفت‌های شبانه، صدای آلارم دستگاه‌ها، نگرانی برای بیماران و لبخند یک کودک چهار ساله جریان دارد. آقای محسنی‌فر و خانم اسلامی، روایتگر این حقیقت‌اند که گاهی عشق، درست در همان جایی متولد می‌شود که انسان‌ها برای نجات جان دیگران تلاش می‌کنند. هرچند در این گزارش، تنها روایت زندگی آقای محسنی‌فر و خانم اسلامی را مرور کردیم، اما آن‌ها تنها نمونه‌ای از ده‌ها زوج و خانواده پرستاری هستند که در بیمارستان بهار، هم‌زمان بار مسئولیت خانواده و خدمت به بیماران را بر دوش می‌کشند. زن و مردانی که گاهی از کنار عزیزانشان می‌گذرند تا در کنار بیماران باشند، شب‌ها را در شیفت می‌گذرانند و در سکوت و بی‌ادعا، سلامت جامعه را پاسداری می‌کنند. روابط عمومی بیمارستان بهار، ضمن قدردانی از این زوج پرتلاش، از تمامی همکاران پرستار و خانواده‌های آنان که با صبر، ایثار و تعهد، چراغ خدمت در این بیمارستان را روشن نگه داشته‌اند، صمیمانه سپاسگزاری می‌کند. بی‌شک، پشت هر روپوش سفید، داستانی از عشق، فداکاری و ازخودگذشتگی نهفته است؛ داستان‌هایی که شاید همه آن‌ها روایت نشوند، اما هرگز فراموش نخواهند شد.

کلیدواژه‌ها: دانشگاه دانشگاه علوم پزشکی شاهرود سال 1405 مراقبتهای ویژه پرستار زندگی مشترک کرونا


( ۱۰ )

نظر شما :

نیلوفر ۲۴ خرداد ۱۴۰۵ | ۱۰:۵۰
عالی