به گزارش روابط عمومی بیمارستان بهار
عاشقانهای میان شیفتها و آلارمهای بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان بهار
روایتگری داستان زندگی یک زوج پرستار در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان بهار
اما سختیهای زندگی یک زوج پرستار به دوران کرونا ختم نمیشود. شیفتهای نامنظم، شبکاریها و مسئولیتهای سنگین، گاهی آنها را مجبور میکرد تا سپهر را همراه خود به بیمارستان بیاورند. آقای محسنیفر با لبخند از روزهایی یاد میکند که هنگام تحویل شیفت، نه فقط مسئولیت بیماران، بلکه مسئولیت نگهداری از سپهر را نیز به یکدیگر تحویل میدادند. همکاران بخش نیز با خنده میگویند: «ما اینقدر سپهر را در بیمارستان دیدهایم که انگار بچه خودمان است!» در کنار تمام این دشواریها، هر دو معتقدند پرستار بودنِ هر دو نفر، یک مزیت بزرگ نیز دارد؛ اینکه حرف همدیگر را خوب میفهمند. خستگیهای بعد از یک شیفت سنگین، نگرانی برای بیمار بدحال، بیخوابیهای شبانه و فشارهای روحی این حرفه، برای هر دو قابل درک است و همین درک متقابل، بزرگترین سرمایه زندگی مشترکشان شده است. همکاران بخش مراقبتهای ویژه از اخلاق حرفهای، دقت در انجام امور و رفتار صمیمانه این زوج پرستار به نیکی یاد میکنند و خانم رستمی، مسئول بخش، نیز همواره از تعهد، مسئولیتپذیری و عملکرد آنان ابراز رضایت داشته است. شاید زندگی یک زوج پرستار، شبیه هیچ زندگی دیگری نباشد؛ زندگیای که در آن عشق، میان شیفتهای شبانه، صدای آلارم دستگاهها، نگرانی برای بیماران و لبخند یک کودک چهار ساله جریان دارد. آقای محسنیفر و خانم اسلامی، روایتگر این حقیقتاند که گاهی عشق، درست در همان جایی متولد میشود که انسانها برای نجات جان دیگران تلاش میکنند. هرچند در این گزارش، تنها روایت زندگی آقای محسنیفر و خانم اسلامی را مرور کردیم، اما آنها تنها نمونهای از دهها زوج و خانواده پرستاری هستند که در بیمارستان بهار، همزمان بار مسئولیت خانواده و خدمت به بیماران را بر دوش میکشند. زن و مردانی که گاهی از کنار عزیزانشان میگذرند تا در کنار بیماران باشند، شبها را در شیفت میگذرانند و در سکوت و بیادعا، سلامت جامعه را پاسداری میکنند. روابط عمومی بیمارستان بهار، ضمن قدردانی از این زوج پرتلاش، از تمامی همکاران پرستار و خانوادههای آنان که با صبر، ایثار و تعهد، چراغ خدمت در این بیمارستان را روشن نگه داشتهاند، صمیمانه سپاسگزاری میکند. بیشک، پشت هر روپوش سفید، داستانی از عشق، فداکاری و ازخودگذشتگی نهفته است؛ داستانهایی که شاید همه آنها روایت نشوند، اما هرگز فراموش نخواهند شد.
نظر شما :